تبلیغات
انجمن ادبی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهران - پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
پنجشنبه 22 دی 1390  08:18 ب.ظ
نوع مطلب: (شعر ،) توسط: انجمن ادبی مهران

سلام

مدتی زیادی نیست که انجمن دوباره جان تازه ای گرفته و دوستان ساعاتی از عصر سه شنبه هر هفته دور هم جمع می شوند و بی تابی نفس های زلالشان را به جویبار جاری شاعرانگی می سپارند. خلاصه همه چیز بوی شعر و تنفس سبز و شورانگیز دوستی و صمیمیت می دهد.

... اما کاش این اتفاق میمون٬ با حضوردوباره دوستان شاعری که از بدو تأسیس انجمن٬ همپا و همراه ما بودند و ما به حضورشان مفتخر بودیم به سبزینگی عشق و امید و آرمانی جاودانه پیوند بخورد.

بگذریم...با تقدیم چند شعر از دوستان٬ منتظر نقد و نگاه ارزشمند شما عزیزان هستیم.

غزلی از حمید مرادی

باید سرم را سمت خورشیدت بچرخانم

دورت بگردم آن چنان تا له شود جانم

 یعنی که با هر عشوه از تو در تب توفان

 یا در تموز آتشت من تن برقصانم

باید تو را در عمق جانم حس کنم بانو

تا چهره از بود و نبود خود بپوشانم

تا در درونم عالمی از کفر تو باقی است

گرداب ناآرامی از شرک است ایمانم

در حیرت خیس نگاهم خواهش گرمی است

من پاسخ سرد سؤالت را نمی دانم!

یک شب بیا تا ریشه ات را در بهاری سبز

در تشنگی های تن خشکم برویانم

غزلی از قربان شیرزادی

من به فکر لحظه ی دیدار ،یعنی می شود؟

ساعتی من باشم و دلدار ،یعنی می شود؟

در فضایی کاملاً آماده ی عاشق شدن

دست من در دستهای یار،یعنی می شود؟

از گلی مثل تو با آن رنگ و بوی دلپذیر

در دلم عطر تنت سرشار،یعنی می شود؟

قصد فتح عشق را دارم اگر رخصت دهی

تحت فرمان تو ای سردار،یعنی می شود؟

یوسف زیبای من تا که به چنگت آورم

نقشه ای باید زلیخاوار ،یعنی می شود؟

کاش برگردد دوباره روزگار خوب عشق

با تو بودن های من تکرار ،یعنی می شود؟

منتظر هستم بیایی تا به یمن مقدمت

گل ببارد بر در و دیوار ، یعنی می شود؟

غزلی از اسحق شکری

طبع من خوب و بدش تازه شكوفا شده است

چشم زیبای تو را محو تماشا شده است

عشق با شعر من از چشم تو پچ پچ می کرد

رقص لب های تو در شعر چه زیبا شده است 

در دلم گمشده­ی هر شب بی پروایی

پشت دیوار دل وسوسه پیدا شده است

با تو انگشت نمای همه­ی خلق شدم

شاعر چشم غزل ساز تو رسوا شده است

راستی راز من و وعده­ی فردا شب مان

از زبان چه كسی غیر تو افشا شده است

چند دوبیتی از خداداد مرادیان

بمان با من که دنیا را بگیریم

تمام ناکجاها را بگیریم

بیا دور از نگاه مردم شهر

شبی تصمیم کبری را بگیریم

***

بیا از سمت باران پر بگیریم

هوای عشق را در بر بگیریم

قدم با من زدی در زیر باران

بیا این کار را از سر بگیریم

***

تجارت با کسی جز چین نداریم

برای خنده مستربین نداریم

سفر با خودروی شخصی چه خوبست

ولی یک قطره هم بنزین نداریم

***

سراغ زندگی را کم گرفتم

همان یک ذره هم از غم گرفتم

برای تکیه گاه خانه ی عشق

ستونی در میان بم گرفتم


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 دی 1390
نظرات()   
   
feet problems
شنبه 18 شهریور 1396 07:23 ب.ظ
I have read several excellent stuff here. Certainly price bookmarking for revisiting.
I wonder how so much attempt you set to make this type of excellent informative website.
Foot Problems
شنبه 14 مرداد 1396 06:44 ق.ظ
I have read so many articles or reviews regarding
the blogger lovers however this post is actually a
pleasant post, keep it up.
شیدا
دوشنبه 15 خرداد 1391 09:46 ق.ظ
مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ گلها مسافران مسیری دو روزه اند/ بدون نیاز به دانلود

http://www.mosaferanemasir2roze.blogfa.com/

*******





علاقمندان شرکت در بخش شعر و مقاله برای کنگره بزر گداشت کلیم کاشانی و همایش سراسری

همسفر با پائیز فقط تا 31 /3 /91 فرصت دارند ، نشانی کاشان انجمن ادبی کلیم کاشانی صندوق

پستی 1673 تلفن 09132639715 تمام وقت پاسخگوست.


http://hamsafarbapaeez8.blogfa.com/

*******



مطالعه مجموعه غزل علیرضا شیدا/ پرواز کن تا آسمان عشق آبی ست/ بدون نیاز به دانلود


http://parvazkontaaseman.blogfa.com/


پری
دوشنبه 26 دی 1390 09:35 ق.ظ
سلام خسته نباشید اشعار زیبایی خواندیم . موید باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر