تبلیغات
انجمن ادبی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مهران - سلامی دوباره
یکشنبه 26 آذر 1391  10:05 ب.ظ

شاید سال 90 همین روزها بود با یک غزل از حمید مرادی به روز شدیم. نمی دانم شاید ...

ناگفتنی ها تا دلتان بخواهد زیادند.بگذریم...

اکنون دوره ی جدید را با شعر کوتاهی از سرکار خانم مرضیه جعفری آغاز می کنیم.

باشد که انشاءاله مبارک سحری باشد و فرخنده شبی.

************

*مرضیه جعفری

دلم لرزید
چیزی شبیه بم درمن فرو افتاد

*آمنه مرادی

۱

نقشی از تو نیست

در این قالی خاک خورده

تنها باغی است

که با گل های پیراهن من

تزیین شده است.

2

ابرها

در باور توأند

گریه که می کنی

ویران می شوم

*اسحاق شکری

نه فرهادم نه مجنونم ولی دل خون دل خونم

نه شیرینی نه لیلایی ولی خوش کردی افسونم

تو و چشم و نگاه و عشق و یک دنیای رویایی

من و خشم و گناه و غم که از این قصه بیرونم

بیا با گرمی دستت به من لبخند تعارف کن

گل عشقم پلاسیده ز بس محزون محزونم

نگاهم کن نگاهم کن خودم را از تو می پرسم

که من صحرای سوزانم ؟و یا یک دشت گلگونم

من از خاکم ؟ من از باران ؟ و یا از بادم وآتش ؟

اگر از من خبر داری بگو من با که همخونم؟

*خداداد مرادیان

1

مبادا کینه ای بر دل بگیریم

کسی را عامل مشکل بگیریم

فقط با من بیا این پنجشنبه

در این انجمن را گل بگیریم

2

به یادت کوچه باغ عشق هستم

به شب هایت چراغ عشق هستم

تو با آسودگی از من گذشتی

ولی من نقره داغ عشق هستم

*روح اله شاکی

بیا از «پشت پنجره های بسته ی روبرو»

مانند گرگ های دل تنگ، زوزه بکشیم

تا جهان بداند

«عشق حرفی بیهوده نیست»

تا کلاغان کوچه های پیر بدانند

پنجره های روبرو- این معماری عاشقانه ی رازناک- بیهوده نیست

*حمید مرادی

شاید هنوز چشم ندارد من و تو را

با هم ببیند و بگذارد من و تو را

یک شب به حال خویش که شاید خدای عشق

در باغ سیب سرخ بکارد من و تو را

...

باید شبی به پنجه ی تقدیر شوم خویش

آشفته سر به هم بسپارد من و تو را

یا روی یک کتیبه ی بی نام و بی نشان

منظومه ای زخون بنگارد من و تو را

یا نه شبیه توده ای از اشک و آه سرد

بر خاک دم کشیده ببارد من و تو را

اصلاً چرا شبیه دو تا شمع نیمه جان

یک شب کنار هم نگذارد من و تو را

تا شعله ور در آتش هم قطره قطره بر

سنگ مزار عشق بکارد من و تو را


*میثم علیزاده

کشان کشان می کشید
دست مادرش را دخترک
یکریز می پرسید نشانی بزنگاه را...
سر فصل هر چهار راه گزینه ی درستی داشت در آغاز؟
رد پاهااین را می گفت
در نگاه خط کشی عابران
گلوله هم رگ عبوری داشت در سینه ی پرخون پدرووو
خیال مادر هزار راه می رفت
زیر چشمان خورشید
کبودوکبودتر می شد در شفق
پیچیده در گیس گلابتون خون
مشتی استخوان می درخشید
در انحنای زلف مهتابی شب
بزنگاه گلبرگ و شعر همان جا شکل گرفت آقا!
قافیه،ردیف، آهنگ
وزن و عروض، هجای ساده ی جنگ...
ولا تحسبن، ولا تحسبن
جمعه ها
آدرس روشنی داشت که می خواستیم:
فلکه ژاله
کوی شلمچه
نرسیده به لاله ی آخر
پلاک پدر...


 


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 4 تیر 1393
نظرات()   
   
كیومرث مرادی
چهارشنبه 17 مهر 1392 08:02 ق.ظ
سلام بر حمید!
پیراهن ام به چه درد می خورد...
درود بر یك یك دوستان شاعرم و شعرهای نغزشان همه را خواندم و لذت بردم!كارت ستودنی است!همیشه از این كارها بكن!
پاسخ انجمن ادبی مهران : : سلام گلم

درود بر شما و شاعران خوب همسایه. ممنون از لطفتون. چشم عزیزم.
فراموشی
سه شنبه 16 مهر 1392 12:03 ق.ظ
سلام و درود

این حرکت را به فال نیک میگیریم و آرزوی موفقیت این انجمن را دارم
پاسخ انجمن ادبی مهران : :درود بر شما
حمید رضا
یکشنبه 26 آذر 1391 09:20 ب.ظ
pسلام.
به سایت نمایش یوزرنیم و پسورد نود 32 سر بزن.
واسه وبلاگت یه ابزار هست که می تونی ازش استفاده کنی.
و به کاربرهات یوزر و پسورد آپدیت آنتی ویروس نود 32 رو نشون بدی.
فکر نمی کنی اینطوری می تونی بازدید بیشتری داشته باشی؟!

http://persian-nod.ir
حالا یه سر بزن شاید به دردت خورد یا خوشت اومد.

راستی من نظر گذاشتم پس تو هم یادت نره نظر بدیا!
حمید رضا
یکشنبه 26 آذر 1391 09:13 ب.ظ
pسلام.
به سایت نمایش یوزرنیم و پسورد نود 32 سر بزن.
واسه وبلاگت یه ابزار هست که می تونی ازش استفاده کنی.
و به کاربرهات یوزر و پسورد آپدیت آنتی ویروس نود 32 رو نشون بدی.
فکر نمی کنی اینطوری می تونی بازدید بیشتری داشته باشی؟!

http://persian-nod.ir
حالا یه سر بزن شاید به دردت خورد یا خوشت اومد.

راستی من نظر گذاشتم پس تو هم یادت نره نظر بدیا!
حمید رضا
یکشنبه 26 آذر 1391 09:09 ب.ظ
pسلام.
به سایت نمایش یوزرنیم و پسورد نود 32 سر بزن.
واسه وبلاگت یه ابزار هست که می تونی ازش استفاده کنی.
و به کاربرهات یوزر و پسورد آپدیت آنتی ویروس نود 32 رو نشون بدی.
فکر نمی کنی اینطوری می تونی بازدید بیشتری داشته باشی؟!

http://persian-nod.ir
حالا یه سر بزن شاید به دردت خورد یا خوشت اومد.

راستی من نظر گذاشتم پس تو هم یادت نره نظر بدیا!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.